|
| ||
|
چون محرم میرسد دلها پریشان میشود
ماه محرم در خاطراتم با آقای صابر جلوه های زیادی دارد یکی از رخشانترین آنها محرمی بودکه فرمودند اشعار زیادی گفته ام آنها را جمع کن وبا اشعار من که در مصیبت نامه است یکجا مجموعه ای بساز به اســم شور حســینی بعدابه توصــیه آقای مســـعود وفایی جمال حقیقت نام گرفت و تا مرحله نوشتن با خط بد بنده راقم و آماده سازی چاپ پیش رفت و سر آخر به گونه ای ابتر پس از مخالفتها چنان که افتد و دانی بعضی اشعارش درحسن (ع)و حسین (ع) چاپ شد نمیدانید چه شوقی داشتم در جمع مجموعه و چه اشعار نابی در آن است دعا میکنم بتوانم آنرا منتشر کنم حالات ایشان در آن سال گونه ای دیگر بود صداقت تاثر ایشان در تفکر به واقعه کربلا را جایی دیگر ندیدم خارج از سطحی نگری و عوام فریبی و مرید جویی و..... حزن ایشان قلبی عمیق و متصل به ذوات مقدسه در جمع کمتر آنرا میدیدی و گستره اش البته زمان نداشت عشق به حسین (ع) و حالات ایشان در ارتباط با ذبیح اعظم برایم ملموس بود که در سیری گفته بودند و مرحوم آقای تابنده شرحی مفصل و عرفانی آن سیر را تفسیر کرده بودند سخن بدرازا کشید عزا داری مولامقبول درگاه حق باشد انشالله. مقدمه کتاب ارزشمندمصیبت نامه که به ابتکار دوست ارجمند درج گردیده حاوی نکات بکری است از ایشان بسیار ممنونم برچسبها: مطالب پراكنده [ سه شنبه 1389/09/23 ] [ 13:34 ] [ اهل نیاز ]
یا شهید الحق
پرچم آزاده گی لوای حسین (ع) است رشک جنان خاک کربلای حسین (ع) است
حسین (ع) آن رهبر راه خدا و آن سومین مهر آسمان ولا، و آن آیینه سر تا پا نمای صفا، قیامش برای خدا و فداکاری اش برای بقای آزادگی بود. حسین از من است و منم از حسین کلام گهربار پیغمبر است فرمود رهبر و سید شهیدان جهان، حسین (ع): " کشته شدن با عزت و افتخار برتری دارد بر زندگی ننگ بار" .
خورشید روز سوم شعبان سال چهارم هجری، شهر مدینه را روشن کرده بود. که حسین (ع) از مادر مرضیه راضیه اش فاطمه زهرا (س) بدنیا آمد. ز مولود حسین (ع)آن رهبر دین زمین و آسمان شد نور افشان پدر بزرگوارش علی ابن ابی طالب (ع) امام اول شیعه ، ولی الله اعظم، رهبر دنیا و دین باشد. خبر تولد این فرزند عزیز بگوش جدش محمد بن عبداله (ص) خاتم الانبیاء رسید . بخانه دخترش صدیقه ی طاهره فاطمه (ع) آمد و در گوشش اذان گفت و نامش را حسین نهاد. جمالش چون جمال ماه احمد رخش تابنده چون روی محمد حسین (ع) با برادرش امام حسن (ع) که یک سال از آن حضرت بزرگتر بود، در دامان پر مهر و محبت محمد (ص) پرورش یافتند و از مرحمت و لطفت و محبت آن حضرت بهره ور می شدند.
شهادت حضرت حسین بن علی (ع) روز جمعه دهم محرم الحرام سال شصت و یک هجری، حسین بن علی (ع) با یاران و بستگان و از جان گذشتگان وفادارش در صحرای کربلا بدرجه رفیعه شهادت رسیدند. تا جهان باقی بود نام حسین پاینده است سرور راه شهیدان چهره اش تابنده است
حضرت سید الشهداء حسین بن علی (ع) قریب 57 – پنجاه و هفت سال - در این دنیای پرماجرا و سرای رنج و بلا زیست. ظهر عاشورا دل بر دلدار رفت، جان بر جانانه شد. رهبر دین و امام شیعیان باشد حسیـن شـد عالم هستی همه پا بست حسیـــــن در شجاعت بی نظیر و در عبادت بیقرین در سخاوت بحرجود بیکران باشد حسین صابر کرمانی (راه خدا) در راه خدا چو نیست شد، هست حسین شد عالم هستی همه پابست حسین حق داد بخون بهای او در دو جهان ترتیب خدائی، همه در دست حسین صغیر اصفهانی تولد 1312 هجری
(روی دل) ای سجده گه اهل وفــــــــــــا، ابرویت وی قبله جان حق پرستان کویت هر سو که کنم روی و بهرجا که روم باشد بخدا روی دل من، سویت (صغیر اصفهانی)
عشق را در بدنها سه تعلق باشد: منجلی، جلی، خفی و دارای سه مزاج است: حقانی، روحانی، شیطانی. سه ظهور دارد: محبت ، میل، هوس. سه مکاشفه دارد: جلوه ظهوری، جلوه طریقی، جلوه حقیقی. عشق حقیقی دل اولیا و انبیاء و مقربان درگاه خداست و این قسم عشق با عقل جمع است، بلکه عقل عین و عین عقلست. بهر مفهموست این در سیر عشق ورنه نبود عقل کامل غیر عشق چون عشیق از جام وحدت مست شد عقل با عشق آمد و همدست شد
تقدیم به آنان که شور عشق سلطان شهیدان حضرت حسین (ع) شوری در دلهایشان افکنده صابر کرمانی
********************************************************************* پاورقی: کتاب "مصیبت نامه امام حسین علیه السلام" تالیف: استاد صابر کرمانی در سال ۱۳۶۱ توسط انتشارات اقبال تهران در تیراز ۵ هزار نسخه منتشر شد. برچسبها: مصیبت نامه حضرت امام حسین [ جمعه 1389/09/19 ] [ 22:23 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]
نمی توانستم شعر بگویم . شعری گفتم درنعت ایشان
اشکالات بسیاری داشت که با سعه صدراصلاحش کردند در منزل خانم دکتر مهری نجفی زاده(خواهر زاده حضرت ایشان)حکایت آنرا تعریف میکنند و خانم دکتر از سادگی من در انتخاب مضامین میگویند منکه اصلا خیال شاعری نداشتم اما آن شب چه در جامم ریختند که هر چه مینوشم تشنه تر میشوم نمیدانم گفتند شعر بگو. فردایش شعری آمد نیکو که باعث تعجب همگان در وقت خواندن شد وادامه دارد. همان تفائل ایشان است از کتاب گفتار پیر طریقت: عبدلله مردی بود بیابانی میرفت بطلب آب زندگانی رسید به ابوالحسن خرقانی... ایشان بعد از خواندن شعر من وتعریف از درستی شیوه بیان غزلی را که دوست ارجمند در قبل نوشته اند را آغاز کردند که وصف احوال ایشان و حکایت شاعر شدن من را در خود دارد دم گرم عارفانه اثری بجا ببخشد...... از خوشحالی هایم در محضر استاد همین بود که سراغ شعر هایم را بگیرند وگاهی با محبتی خاص اصلاحش کنند یادش بخیرشعر هایم همه از اثر امر ایشان که به امر باطنی ایشان بود نه من:این همه آوازها از شه بود. حکایت ها در مورد سرودن اشعار خود یا ایشان در خاطر دارم. باشد تا نوبتی دیگراز اثر بخشی کلام ایشان و امرشان که جاری بود بنگارم برچسبها: مطالب پراكنده [ چهارشنبه 1389/09/10 ] [ 14:49 ] [ اهل نیاز ]
یا شاه ولایت دم گــــــــرم عـارفـانـه اثـری بـجـــــــــــا ببخشد سخن و کلـام شیــــوا ثـمــری بـمــــــــا ببخشد ز ولی صفـــای دل جــو که ولـیـست سر مطلق بطلب از او تـــــــــو فـیـضـی گـهـر و ولا ببخشد بـه امـیــــر کشـــور دل ز یقین تـو التجــــا جـــو کـه تــجـلی جـمــــــالـش بــدلت جــلا ببخشد بگــذر ز مـــال دنـیـــا که فـکنـده دام هــر جـــا چـو طمع از آن بریدی به تـو حق صفـــا ببخشد ز جهـان و کـام و مـالش بـگــذر که فیض یـابی به تـو لطف و رحمت هـــو کــرم و عطا ببخشد ز خــدای لایــــزالـــی بطلب صفـــــــــای بـاطن گهـــــــــر محبـت دل شه اولیــــــــــــا ببخشد چو دهی تو دل به دلبر برسی به عرش اعلی که کلیـد جنت جــان چـــو بـه آشنــــا ببخشد ز فـروغ عشق صــابـر شــده محــو نـور مولی که به ما ز لطف ساقی می جان فـزا ببخشد برچسبها: غزليات [ یکشنبه 1389/09/07 ] [ 0:57 ] [ سيدعلي رضاهل اتايي ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||