|
| ||
|
مـظهــــرِ حق جـانشین مصطفی باشد علی رهبـــر راه حـقیـقت رهنمـــا باشد علی با ولای آن ولـــی کـــامل شــود ایمـــان غیب در جهان و جان امام و پیشوا باشد علی عــارف سالک زنـــد دست طلب بـــر دامنـش رهنمـای انبیا سِـــر خـــدا بــاشــد علی جلوه میبخشد جمالش در وجود و روح و جـان سَـــرور روحــانیـــان ایـزد نما باشد علی خضــــر از آب حیـــاتِ عشق او سیـــرآب شد ساقی ســرچشمهٔ آب بقــا باشد علی کسب نــــور مـعــــرفت بنــمــا ز نـــور جان او در سماء معـــرفت بــدر صفا باشد علی گــــر وفــا جــویی وفـا از منبـــع فیضش طلب گــوهـــر مقصـــود دریای وفا باشد علی گـفت جبــــریـل امیــن در گـــوش مصــطفـی شاه ملک لافتــی و آنِ ما باشـــد علی در حـــدیث و در خبــــــر آمــــد بـعنـوان جلی قاسم الارزاق سلطان و گدا باشد علی در غـــدیر خــم علی سلطـــان مخلوقات شد گــــوهـــر مقصود دریای وفا باشد علی خاکســار درگه احسـان و لطفش حاتم است ز امر یزدان قلزم جود و عطا باشد علی لافـتـــــی الا علـــــی لاسیــف الا ذوالفقــــار راد مـَـــردِ عــــرصـهٔ نـور ولا باشد علی افضــل الاعمـــال بـاشـــد حُب سلطـان نجف چون کلام الله ناطـق نزد ما باشد علی صابـــرِ کــــرمانی روشـن دل و شیدا ســـرود در دو عــالم رهنمــا مشگل گشا باشد علی
برچسبها: مدح علی [ دوشنبه 1390/08/23 ] [ 19:0 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]
بگــــریم هایهای از هجــــر آن جـــانانه ام امشب بحــــال مــــن بخندد این دل دیـــــوانه ام امشب! بود در سینه ام غوغای عشق و سوز و ساز غم طنین انــــداز باشــد نــالـه مستــــانه ام امشب! منِ دیـــــــوانـــه دل از آشنـــا و غیـــــر بیـــــزارم گهــی مجنون عشـــق یار و گه فرزانه ام امشب! ز مستی می پــرستی می کنم از همت ساقی ز می لبـــریــز باشد ساغـــــر و پیمانه ام امشب! فغــــان در زیــــر بار رنج مِنّت قامتـــم خــــم شد چنین بار گـــــران باشــــد بــروی شانه ام امشب! پـــر و بالم بســـوزد هستیـــم محـو و فنا گـــــردد بگــــرد شمـــع عشق روی او پـــــروانه ام امشب! مَجــو آداب و رَســـم و راه منــــزل از مـــن بیـــدل که از عقـل و فنــون و دیــن و دل بیگانه ام امشب! ز ســــوز آتش عشقی مُقـــدس ســوختم عمری بــــود نقل مجـــالــس قصـــه و افسـانه ام امشب! دِگــــــــر تــــاب و تحمــــل در وجـود من نمیباشد میــــان آتش دل صـــــابــــر دیــــــوانـــه ام امشب! برچسبها: گذری بر دیوان صابر کرمانی [ سه شنبه 1390/08/10 ] [ 17:30 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]
بسمه تعالی در روز اول محرم سال سیصد و پنجاه و هفت هجری قمری در شهر کوچک یاده میهنه بین سرخس و اَبیورد که یکی از آبادیهای دشت خاوران بود بسرای ابوالخیر عطار پسری پای بجهان نهاد که مهری تابناک در آسمان علم و معرفت و عرفان پدیدار و درخشیدن گرفت، نامش فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم مشهور به ابوسعید ابوالخیر و در عالم معنیٰ سر آمد پیران و اهل سّر. ![]() جناب شیخ عطار در تذکره الاولیاء درباره آن بزرگ مرد چنین فرماید: آن فانی مطلق آن باقی بر حق آن محبوب الهی آن معشوق نامتناهی آن نازنین مملکت آن بستان معرفت آن عرش فلک سیر قطبِ عالم ابوسعید ابی الخیر قدس الله سرّه حکایت بسیار و کرامت بیشمار از آن یگانه دوران نقل میکند و درباره اش آورده. نقلست آنوقت که قرآن میآموختم پدر مرا بنماز آدینه برد در راه شیخ ابوالقاسم بشر یاسین را که از مشایخ کِبار بود پیش آمد گفت: ما از دنیا نمیتوانستیم رفت که ولایت خالی میدیدیم و درویشان ضایع میماندند اکنون این فرزند را دیدم ایمن گشتم که عالم را ازین کودک نصیب خواهد بود. باز فرماید: یکبار دیگر شیخ مرا گفت: که ای پسر خواهی سخن خدا گوئی؟ گفتم خواهم: گفت در خلوت این میگوی: من بی تــو دمی قــرار نتوانم کرد احسـان ترا شمار، نتوانم کرد گر بر سر من زبان شود هر موئی یک شکر تو از هزار نتوانم کرد همه روز این بیت میگفتم ببرکت آن در کودکی راه حق بر من گشاده شد. ابوسعید در زادگاه خویش به کسب کمال پرداخته و گوی توفیق در میدان مجاهدت و ریاضت انداخته و دین و دل به اصل حقیقت وجود باخته؛ بشهر مرو سفر کرده و از شاگردان ابوعبدالله الخضری بوده پس از مرگ او به نزد ابوبکر قفّال مروزی شاگردی کرده پس از ده سال دانش آموزی و فرا گرفتن نکات علوم ظاهری برهنمائی و دیدار لقمان سرخسی میرسد که او از خلفای عارف نامی ابونصر سراج که سلسلهاش به جنید بغدادی میرسد بوده در حلقه ارادتمندان آن عارف نامدار قرار گرفته ریاضتها کشیده و پس از تحول فکری و روحی از ابوعبدالرحمن محمد بن حسین سلمی خرقه ارشاد گرفته شیخ ابوالعباس قصّاب را در آمل زیارت کرده و یکسال در آن شهر اقامت داشته به زادگاه خود میهنه مراجعت کرده و به تربیت مریدان پرداخته گاهی در میهنه و زمانی در نیشابور بوده با بزرگان زمان ملاقات داشته با شیخ الرئیس ابوعلی سینا خلوت نموده در جواب نامه ابوعلی چنین سروده: جــانـا مـن و تو نمــونه پـرگاریم سر گر چه دو کردهایم یک تن داریم بر نقطه روانیم کنون چون پرگار در آخــر کـــار ســــر بهـــم باز آریم بسیاری از بزرگان زمانش را دیده شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری و شیخ ابوالحسن خرقانی به آن دریای عرفان و فضیلت اظهار محبت نمودهاند. شرح زندگانی آن نابغه جهان معنویت در کتاب اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید و در کتاب حالات و سخنان ابوسعید ابی الخیر درج است. رباعیات منسوب به آن پاکباز سرافراز ملک ولایت و ارشاد جمعآوری شده، آن نابغه فضل و معرفت در شب جمعه چهارم شعبان سال چهارصد و چهل هجری قمری در سن 83 سال و چند ماه بسرای جاویدان شتافته و از خدای بی نیاز خواسته: یارب مکن از لطف پریشان مـا را هر چند که هست جرم عصیان ما را ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم محتــاج به غیـر خــود مگــردان ما را امیدست این مختصر شرح حال مورد پسند صاحبنطران و عزیزان قرار گیرد و این حقیر و ناشر محترم را بدعای خیر یاد و با درود روان گذشتگان را شاد فرمایند. حسین حماصیان (صابر کرمانی) دی ماه 1367 شمسی رباعیات ابوسعید ابوالخیر شامل: مقدمه و تصحیح رباعیات ابوسعید ابوالخیر اثر: ابوسعید ابوالخیر گرد آوری و مقدمه: صابر کرمانی تیراژ: 1000 جلد تاریخ انتشار : ششم - بهار 1386 چاپ: انتشارات اقبال تلفن انتشارات اقبال : 77603574-021 و 33118701-021
برچسبها: آثار چاپ شده استاد [ جمعه 1390/08/06 ] [ 10:0 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]
ای یار بیـــا در بَـــر مـن جلوه گری کن من را تو از این هستی موهوم بَـری کن بنهاده خـــدا تاج کـــرامت به ســـر تو در مملکتِ صِـــدق و صفـــا تاجـوری کن ســـرگشته و حیــرت زده در دام بلایم ما را بــــه ســـراپردۀ جــان راهبری کن ای مهـــر دل افــــروز بیـا از رهِ شفقت شامِ غــم و انـدوه و محن را سپری کن بـــر دولت فــانیِ جهان نیست دوامی انـــدیشه ازیـــن دولت دور قمــــری کن ما تشنۀ وصلیـــم و هـــــوادارِ وفـــائیم ای پیک امید دل وجان خوش خبری کن بر صـــابر دلخسته نظـــر کـن ز محبت در کشور دل شاهی و صاحبنظری کن برچسبها: غزليات [ سه شنبه 1390/08/03 ] [ 23:21 ] [ من از خیال تو یک دم جدا نخواهم شد ]
|
||
| [ طراحی : توسط وبلاگ صابر کرمانی ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||